تبلیغات اینترنتیclose
سرش می شه ، سرم نشد ( مریم حیدر زاده)
پیچک (مریم حیدر زاده)
شعر و ادب پارسی
سرش می شه ، سرم نشد ( مریم حیدر زاده) ( دیگه می ذارمت کنار جلدسوم, )
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 16:34 تعداد بازديد : 734 |

سرش می شه ، سرم نشد

 

 

 

 

کاش که عشق و عاشقی ، جوون و پیر سرش می شد
اونی که خیلی دوسش دارم ، اسیر سرش می شد
 کاش دلی که نمی دونم چرا قسمتم شده
آدم پر از حیا و سر به زیر سرش می شد
اونی که عاشقشم کاش که بلا سرش می شد
معنی واژه ی تلخ مبتلا سرش می شد
اونی که همش منه ، دوست نداره تا ما باشیم
 واژه ی رسمیو سنگین شما سرش می شد
 اونی که عاشقشم کاش کمی شب سرش می شد
 عاشقی با احترام و با ادب سرش می شد
عمریه تو حسرت گرمی دستاشمی سوزم
اونی که منو سوزونده کاش که تب سرش می شد
اونی که عاشقشم کاش آرزو سرش می شد
معنی جمله ی ناز تو بگو سرش می شد
حرفامو که می دونم ، بخوام ، نخوام گوش نمی ده
لااقل کاش تو قصه ، گفتگو سرش می شد
اونی که عاشقشم کاش گل یاس سرش می شد
صفری که هدیه ی اونه تو کلاس سرش می شد
کاش یه لحظه خودشو فقط به جای من می ذاشت
شوق درد عاشقای بی حواس سرش می شد
اونی که عاشقشم ، کاش آسمون سرش می شد
جز دو رنگی ، یه کم از رنگین کمون سرش می شد
عمریه بهش می گم دیوونتم ، سکوتو هیچ نه که عاشقم بشه ، کاش که جنون
سرش می شد
اونی که
عاشقشم کاش که وفا سرش می شد
شمع و پروانه و فانوس و خدا سرش می شد
نمی خوام تمام حرفا رو بفهمه لااقل
 کاش خود دوست دارم ، جدا جدا سرش می شد
اونی که عاشقشم کاش می میرم سرش می شد
 واس خاطر تو ماهو می گیرم سرش می شد
 یه جوری زمزمه می کنه که از پیشش برم لااقل
کاش نمی شه ، کاش نمی رم سرش می شد
 ایکاش اون فقط یه کم در به دری سرش می شد
 اینکه می میره دل از بی خبری سرش می شد
کاش همه رنگایی که خودش می خواد و نمی دید
 یه کمی رمگ من خاکستری سرش می شد
اونی که عاشقشم ، کاش که سفر سرش می شد
رفتن و هجرت و کوچ و بال و پر سرش می شد
نه دوسم داره ، نه می گه دوستت نداشته باشمش
 کاش یه بار منم به همراهت ببر ، سرش می شد
اونی که عاشقشم کاش که جواب سرش می شد
میون هر کی که داره ، انتخاب سرش می شد
کاش جای خیلی چیزا که بلده فقط یه کم
عشق این عاشقو بی حد و حساب سرش می شد
کاش یه کم... منو نگا کن ، تو وفا سرت می شد ؟
شمع و پروانه و فانوس و خدا سرت می شه ؟
من خودم یه وقتا دیدم نگران من می شی
ترس وکهکشان و گیتار و دعا سرت می شه ؟
ببینم قایم نکن خیلی چیزا سرت می شه
بدی و زشتی قلب آدما سرت می شه
واسه ی همینه که خوب داری بازی می کنی
 که همین حرفایی که زدم کجا سرت می شه
تو تمام دردامو سرت می شه ، سرت می شه
نه که حالا ، از اون اول همیشه سرت می شه
می دونی عاشقتم ، دلت برام شور می زنه
ولی بیشتر از می خوامش ، نمی شه سرت میشه
من می رم ، حرفای من یه روزی باورت می شه
 شعر من کلید قفل زرد دفترت می شه
اما هر چی که شدی ، رسیدی به هر جا بدون
گفته بودم تو قد فرشته ها سرت می شه
 من که هر چیزی نوشتم از تو باز سرم نشد
اینکه شاید نباشم پیش تو باورم نشد
فکرامو کرده بودم خواستم همین حالا برم
نذارش پای دروغ ، آره نشد برم ، نشد

 

 

مریم حیدر زاده



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت